با ما همراه باشید

اپیزود بیستم: مرگ عدالت

ScenarioCast
ScenarioCast
اپیزود بیستم: مرگ عدالت
/

فکر کنم همه با مفهوم اعدام آشنا هستن. حداقل برای کسایی که تو ایران زندگی کرده باشن، مجازات اعدام یه چیز عادی حساب میشه. اصلی ترین عاملی که باعث میشه یه نفر رو بخوان اعدام کنن، چیزیه به اسم قصاص که در اصل ریشه ی مذهبی داره. توی کتاب های مقدس مثل قرآن و تورات تقریبا به یه شکل مشابه از حکم قصاص حرف زده شده. جان در مقابل جان؛ چشم در مقابل چشم؛ بینى در مقابل بینى؛ گوش در مقابل گوش؛ و دندان در مقابل دندان. یعنی خلاصه هر کی هر جاتو ناقص کرد، تو هم همونجاش رو ناقص کن. البته تو همین کُتب مقدس اومده که اگه طرف رو ببخشی و ازش بگذری، اجر و پاداش و بخشش گناهان و از این جور چیزا نصیبت میشه. ولی خب، شرعا و قانونا میتونی تقاضای قصاص بکنی.

توی قانون اسلامی که تو ایران اجرا میشه، فکر نکنم چشم در مقابل چشم رو اجرا کنن و معمولا دیه ی نقدی میبُرن. اما قصاصِ نفس سرِ جاشه. یعنی جان در مقابل جان. و وقتی کسی به قتل نفس محکوم میشه، این وسط اولیای دمِ مقتول هستند که باید تصمیم بگیرن که طرف رو ببخشن یا نه. و چه تصمیم سخت و هولناکی. واقعا آرزو میکنم که هیچکس تو این شرایط قرار نگیره. چون طرف، هم از یه سمت یه عزیزش رو از دست داده و هم باید حالا برای جون یه نفر دیگه هم تصمیم بگیره. در نتیجه با یه تراژدی تمام عیار مواجه میشه.

تاریخچه ی مجازات اعدام

مجازات اعدام فقط محدود به قصاص نمیشه. قدیمی ترین اسناد تاریخی درباره ی اعدام مربوط به حکومت حمورابی، شاه بابل میشه که برای حدود ۲۵ تا جرم، مجازات اعدام تعیین کرده بود. توی یونان باستان هم به غیر از آدمکشی برای جرم هایی مثل خیانت و تجاوز، حکم اعدام میدادن. البته میگن همون موقع افلاطون معتقد بوده که اعدام فقط باید تو مواردی اعمال بشه که مجرم اصلاح‌ناپذیره. خلاصه از همون اول با به وجود اومدن تمدن ها، اعدام هم بخشی از قانونشون بوده و انواع و اقسام روش ها برای اعدام رو امتحان کردن. مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب‌وجرحِ منجر به مرگ، سنگسار، سوزوندن تو آتیش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیربارون، صندلی الکتریکی، تزریق و حتی اتاق گاز. تقریبا هر روشی که میشه یه نفر رو با قطعیتِ بالا کشت.

وقتی به تاریخ نگاه میکنیم، میبینیم که تقریبا با پیشرفت تمدن ها و بیشتر تر شدن ارزش جون انسان ها، این قضیه ی اعدام هم دستخوش تغییر های زیادی بوده. مثلا اینکه سعی کردند تا فرایند اعدام کمتر زجرآور باشه. به خاطر همین، مثلا روش هایی مثل تزریق یا گاز به وجود اومده. ولی باز هم هر چی باشه، داری جون یه آدم رو می گیری.

آمار اعدام در دنیا

به خاطر همین، اعتراض‌ها و فشار افکار عمومی و فعالیت سازمان‌های مدافع حقوق بشر تو سده های گذشته باعث شده تا خیلی از کشورهای دنیا دست به اعدام نزنن. وقتی به آمار جهانی نگاه میکردم، دیدم که بیشتر از نصف کشورهای دنیا به طور کل مجازات اعدام رو از قوانین خودشون حذف کردن. توی ۳۰ درصد کشورهای دنیا با وجود قانونی بودن اعدام، خیلی ساله که یک نفر رو هم پای چوبه ی دار نفرستادن. و فقط توی کمتر از ۲۰ درصد دنیا، این مجازات همچنان اجرایی میشه. و احتمالا میتونین حدس بزنین که این ۲۰ درصد هم بیشتر شامل کشورهای اسلامی میشه. پرچم دارشون هم که با اختلاف خودمونیم. چین و چندتا از ایالت های آمریکا هم آمار اعدامشون کم نیست. ولی مثلا تو اروپا دیگه خبری از اعدام نیست و بلاروس تنها کشوریه که تو قاره اروپا هنوز حکم اعدام صادر میکنه.

در نتیجه موضوع اعدام نباید خیلی سوژه ی داغی توی سینمای جهان باشه. ما هم وقتی داشتیم درباره ی این سوژه بین آثار سینمایی هالیوود میگشتیم، فقط تونستیم ۶ تا فیلم پیدا کنیم که به غیر از یه مورد، بقیه اش قدیمیه. ولی جالبیش اینه که هر کدوم این فیلم ها از یه زاویه ی متفاوت به موضوع اعدام نگاه کرده و میتونه دید ما رو نسبت به این مساله باز کنه. فقط قبل از اینکه برسم به معرفی این شیش تا فیلم، بگم که اصلا بهتون پیشنهاد نمیکنم که این فیلم ها رو پشتِ هم ببینین. ما برای ساخت این اپیزود، این کارو کردیم و تقریبا داشتیم خل میشدیم. هم به خاطر بار احساسی درام این فیلم ها، و هم زجرآور بودن خودِ موضوع اعدام.

شاخص ترین فیلم این موضوع

اما بریم سراغ اولین فیلم. بزارین با معروف ترینِ شون شروع کنیم. فیلمی که با ۱.۵ میلیون رای، رتبه ی ۲۸ام رو تو سایت IMDb داره. The Green Mile محصول سال ۱۹۹۹ با بازی دیدنی تام هنکس و بازی درخشان خدابیامرز Michael Clarke Duncan. همون غول سیاه پوست فیلم که ظاهر درشت و زُمُختش هیچ تناسبی با باطن معصوم و دلسوزش نداشت. و اصلی ترین نکته ی فیلم هم همین بود. یعنی قضاوت نکردن از روی ظاهر. فیلم The Green Mile یا مسیر سبز با اقتباس از یکی از کتاب های نویسنده ی مشهور Stephen King با همین اسم مسیر سبز، ساخته شده. این فیلم تو همون زمانِ اکرانش با استقبال خوبی همراه شد و تونست تو چهار عنوان نامزد اسکار بشه. از جمله، بهترین بازیگر مکمل مرد برای Michael Duncan. تو این فیلم تعامل بین زندانی های محکوم به اعدام با زندان بان های خودشون به تصویر کشیده میشه. درسته که یکم چاشنی فانتزی به داستان اضافه شده ولی چیزی از حقیقت پشت ماجرا کم نمیکنه. حقیقتِ اینکه اجرایِ یه حکم اعدام چقدر میتونه برای یه زندان بان سخت و دردناک باشه. کسی که هیچ انتخابی جز اجرای دستور کشتن آدم ها نداره.

قضاوت درباره ی محکوم به اعدام

بریم سراغ فیلم دوم و حالا از یه زاویه ی دیگه به اعدام نگاه کنیم. از زاویه ی قضاوت. یکی از فیلم های خوبی که با یه سناریوی پیچیده و عجیب قضاوت کردن درباره ی اعدام رو به چالش میکشه، فیلمیه به اسم The Life of David Gale محصول سال ۲۰۰۳ با بازیِ کوین اسپیسی و کیت وینسلت. موضوع فیلم درباره ی یه استاد دانشگاهه به اسم دیوید گیل که یه جورایی تو زمینه ی مخالفت با مجازات اعدام فعالیت میکنه و حالا سرِ یه ماجرای پیچیده، خودش محکوم به اعدام شده. الان دارین میگین ای بابا فیلمو اسپویل کرد. نترسین، انقدر سناریوی فیلم تعلیق و توئیست داره که با این چیزا اسپویل نمیشه. The Life of David Gale فیلمیه درباره ی قضاوت. اینکه وقتی پای جون یه انسان وسط باشه، این قضاوت چقدر میتونه سخت تر باشه.

اثبات بیگناهی

واقعا چقدر میشه با استناد به شواهد و مدارک یه پرونده، با اطمینان گفت که یک نفر قاتله و اون رو به کام مرگ برد؟ طبق یه آمار، از هر ۱۰ نفری که توی آمریکا محکوم به اعدام شدند، بیگناهی یک نفرشون ثابت شده. و واقعا خطای ده درصدی توی قضاوت درباره ی جون یه انسان، آمار ترسناکی حساب میشه. خیلی از این افراد بیگناه حتی بعد از اجرای حکم تبرئه شدن و خیلی ها هم بعد از سال های زیاد که تو حبس بودن. Walter McMillian ملقب به Johnny D یکی از همین افراد بیگناه بود که بعد از ۶ سال حبس تو بند اعدامی ها، آزاد شد. Johnny D فقط به خاطر یه شهادت دروغ تا یک قدمیِ چوبه ی دار رفت ولی تلاش های یک وکیل سرسخت به اسم Bryan Stevenson باعث شد تا از مرگ حتمی نجات پیدا کنه.

ماجرای این داستان جالب رو میتونین تو فیلم Just Mercy محصول سال ۲۰۱۹ ببینین. فیلمی با بازی Michael B. Jordan و Jamie Foxx. فیلمی که بر اساس کتاب خاطرات خودِ Bryan Stevenson، وکیل پرونده، ساخته شده. Bryan Stevenson کسی بوده که علاوه بر نجات زندگیِ Johnny D، به خیلی های دیگه، مخصوصا سیاه پوست های جنوب آمریکا کمک کرد تا از بند اعدامی ها خلاص بشن. فیلم زیبای Just Mercy اینبار با روایت یه داستان واقعی سعی میکنه تا قضاوت درباره ی عدالت رو به چالش بکشه. اینکه گاهی وقت ها حتی رنگ پوست یه نفر میتونه توی قضاوت دادگاه تاثیر بزاره و برای آدم هایی که مغزهاشون پر شده از سوگیری های غلط، چقدر قضاوت کردن میتونه عادلانه باشه؟! اصلا شهادت دادن یه نفر چقدر میتونه عادلانه باشه؟ طرف میاد دستش رو میزاره رو قرآن یا تورات یا هر چیز مقدس دیگه و هر حرفی که دلش بخواد بر علیه یه نفر میزنه. حالا مثلا دروغ بگه چی میشه؟ سنگ میشه؟! حالا کار ندارم. نمیخوام قوانین قضایی رو نقد کنم. کلا حرفم اینه که بریدن حکم اعدام برای یه نفر اون هم فقط با چندتا سند و مدرک و شاهد نه چندان قطعی، واقعا عادلانه نیست.

تراژدی بخشش یا انتقام

حتی وقتی یک نفر واقعا گناهکاره. حتی وقتی یه نفر به قتل اعتراف هم بکنه. باز هم خیلی سخته که اون رو به مهلکه ی اعدام کشوند. خیلی وقتا طرف تو یه دعوای خیابونی ساده بر اثر صرفا یه اتفاق باعث مرگ یه نفر میشه. و حالا باید تقاص این اشتباه رو با مرگ خودش بده. گاهی وقتا طرف تو یه موقعیتی قرار میگیره که ناخواسته جون یه نفر رو میگیره. واقعا چند درصد قاتل ها برای کشتن یه نفر از قبل برنامه ریزی میکنن؟ ولی برای قانون هیچ فرقی نمیکنه. در هر صورت یک حکم وجود داره. و اون قصاصه. حالا این وسط فقط خانواده ی قربانی میتونه برای زندگی قاتل تصمیم بگیره. و تراژدی تکراری بخشش یا انتقام شروع میشه.

یکی از فیلم های خوبی که این تراژدی رو به زیبایی به تصویر میکشه، فیلم Dead Man Walking محصول سال ۱۹۹۵ئه. تو این فیلم ظاهرا قرار نیست تا بخششی برای قاتل باشه. ولی انقدر فیلم، خوب ما رو با حال و هوای خانواده ی قربانی ها، خانواده ی قاتل و خود قاتل همراه میکنه که واقعا نمیدونیم که کدوم سناریو درست تره. بخشش یا انتقام. ما فقط از بیرون به ماجرا نگاه میکنیم ولی باز هم نمیتونیم تصمیم بگیریم. باز هم نمیتونیم چشمامون رو باز نگه داریم و توی اتاق اعدام شاهد کشته شدن یه انسان باشیم. درست مثل شخصیت راهبه ی توی فیلم با بازیِ Susan Sarandon. سوزان ساراندون برای بازیِ خوب و احساسیش تو این فیلم تونست جایزه ی اسکار رو بگیره. و بازی خوب Sean Penn توی دیده شدن نقش Sarandon قطعا بی تاثیر نبود.

بازی تو نقش اعدامی

کلا بازی کردن تو نقش زندانی محکوم به اعدام میتونه خیلی مورد توجه قرار بگیره. مخصوصا وقتی بازیگر از پس بار احساسی نقشش بتونه بر بیاد. تا اینجا تو فیلم هایی که ازشون گفتیم میشه گفت که بازیگرای نقش اعدامی همشون خوب بودن. از کوین اسپیسی بگیر تا همین Sean Penn. ولی از همه ی اینا بهتر کسی نیست جز Björk تو فیلم فوق العاده تاثیرگذارِ Dancer in the Dark محصول سال ۲۰۰۰. سرکار خانم Björk که قطعا نمیشناسینِش، یه خواننده ی ایسلندیه که یه نمایش استثنایی از خودش تو فیلم Dancer in the Dark به جا گذاشته. Björk تو این فیلم نقش یه مادر فداکار رو بازی میکنه که حاضره برای نجات زندگی پسرش از جون خودش هم بگذره. تو این فیلم، ما از یه زاویه ی متفاوت به موضوع مجازات اعدام نگاه می کنیم. اینکه یه ماجرای قتل میتونه چقدر پیچیده و مبهم باشه. اینکه چه چیزهایی میتونه روی قضاوت درباره ی یه پرونده تاثیرگذار باشه. و اینکه یه مادر چقدر میتونه فداکار باشه.

فیلم تقریبا موزیکال Dancer in the Dark یه فیلم خوش ساخت و تاثیرگذار از یکی از کارگردانهای عجیب سینماست به اسم Lars von Trier. ون ترایر یه کارگردان دانمارکیه که فیلم های عجیبی توی کارنامه ی خودش داره. بهتره تو این اپیزود خیلی حرف از این کارگردان بزرگ و کمتر شناخته شده نزنم. چون احتمالا یه اپیزود رو به آثار این کارگردان اختصاص بدیم. حالا اگه کنجکاو شدین، یه سرچ بزنین و لیست فیلم هاش رو ببینین.

اجرای عدالت

برگردیم سر موضوع خومون. یه فیلم دیگه با موضوع اعدام مونده بود که معرفی کنیم. به عنوان آخرین فیلم این لیست میخوام ببرمتون به سال ۱۹۵۷ و یه فیلم سیاه و سفید تک لوکیشنی رو معرفی کنم. فیلمی که تو رتبه ی پنجم برترین فیلم های IMDb جا خوش کرده و بعد از گذشت ۶۶ سال هنوز هم تماشاییه. Twelve Angry Men. دوازده مرد خشمگین داستان یه هیئت جوری ۱۲ نفره رو روایت میکنه که باید تو یه اتاق تنگ و گرم درباره ی حکم اعدام یه جوون محکوم به قتل تصمیم بگیرن. هیئت جوری فقط در صورتی میتونه رای قطعی بده که هر ۱۲ نفر روی یک رای به توافق برسن. در نتیجه حتی وقتی یک نفر مخالف باشه، دادگاه به نتیجه نمیرسه. ما تو این فیلم باز هم ماجرای قضاوت رو میبینیم. اینکه چطور شواهد یه پرونده میتونه هم بیگناهی و هم گناهکار بودن یه نفر رو اثبات کنه. و تصمیم این قضیه فقط به عهده ی ۱۲ نفره. حالا اینکه خوبه. خیلی وقتا که فقط یک نفر یعنی قاضی تصمیم میگیره. و حالا انتظار اجرای عدالت داریم. کدوم عدالت؟

عدالت اگر درست اجرا بشه، باید یه نتیجه ای داشته باشه. باید نتیجه اش کم شدن آمار جرم و جنایت باشه. باید نتیجه اش کم شدن آمار اعدام باشه. وقتی تو کشوری انقدر آمار اعدام نسبت به بقیه ی دنیا زیاد باشه، به نظر من یه جای کار میلنگه. ولش کن، قرار بود ما اینجا قضاوت نکنیم. بزار آمار بگیم.

اعدام در ایران

طبق آمارهای منتشر شده تو سال ۲۰۲۲ بیشتر از ۵۰۰ نفر تو ایران اعدام شدن. یعنی تقریبا هفته ای ۱۰ نفر. این آمار داره تو زمانی اتفاق میوفته که همونطور که اول اپیزود گفتم تو بیشتر کشورهای دنیا این آمار صفره. صفر.

یکی از دلایلش البته اینه که ما تو ایران فقط برای قصاص حکم اعدام نمیدیم. خیلی از جرم های دیگه مثل جرم های سیاسی، تجاوز، آزار جنسی کودکان، لواط، مساحقه، قاچاق مواد مخدر، آدم‌ربایی، هواپیماربایی، سب‌النبی و محاربه، حکمشون میتونه اعدام باشه.

پس بیخودی نیست که موضوع مجازات اعدام یکی از سوژه های پر تکرار فیلم های ایرانیه. با یه سرچ ساده میبینین که نزدیک پونزده بیست تا فیلم ایرانی میشه لیست کرد که سناریوی فیلم درباره ی اعدامه. در نتیجه تو این اپیزود بیشتر از اینکه بخوایم فیلمهای هالیوودی معرفی کنیم، میتونیم از فیلم های وطنی حرف بزنیم. پس بزارین چندتا از شاخض ترین هاش رو لیست کنیم.

فیلم های ایرانی با موضوع اعدام

یکی از اولین فیلم های بعد انقلاب درباره ی اعدام، فیلمیه با عنوان «میخواهم زنده بمانم» با بازی فرامرز قریبیان و فاطمه گودرزی که سال ۱۳۷۳ اکران شده. این فیلم که به کارگردانی ایرج قادری ساخته شده به خاطر سناریوی متفاوتی که داشت، تو اون سال عنوان پرفروش ترین فیلم سال رو گرفت.

بعد از این فیلم، یه ۲۰ سال بیایم جلوتر و برسیم به فیلم «دهلیز» ساخته ی بهروز شعیبی با بازی خوب و جدی رضا عطاران و هانیه توسلی. این فیلم یه جورایی روایتگر تراژدی بخشش یا انتقامه. معلمی که مرتکب یه قتل غیر عمد شده و تنها امیدش به بخشیده شدن توسط خانواده ی قربانیه. از این فیلم ایرانی های اشک دَرار.

همون سال ۱۳۹۲ یه فیلم دیگه هم ما موضوع قصاص اکران شد که البته سوژه ی اصلیش آزار جنسی کودکان بود. هیس! دخترها فریاد نمیزنن ساخته ی پوران درخشنده که بحث و جنجال های زیادی رو همون سال درست کرد. این، بیشتر از اون فیلم اعصاب خرد کن هاست.

تو موضوع اعدام میشه به فیلم خشم و هیاهوی هومن سیدی و حتی فیلم متری شیش و نیمِ سعید روستایی هم اشاره کرد که به ترتیب سال ۹۴ و ۹۷ اکران شدن. هر دوتاش هم با بازی خوب نوید محمد زاده. این دوتا فیلم رو نمیشه گفت که سوژه ی اصلیشون اعدامه ولی خب میشه گفت که اعدام بخش مهمی از سناریوی فیلم حساب میشه. خداروشکر انقدر اعدام چیز عادی ایه تو مملکت ما، که دیگه تهِ فیلم های ایرانی معمولا یه اعدام داریم. مثل قدیم که ته همه ی فیلم ها دو نفر عروسی میکردن.

اما از فیلم هایی که موضوع اصلیشون قصاصه میشه به فیلم جان دار ساخته ی حسین امیری اشاره کرد که سال ۹۷ اکران شد و فیلم شنای پروانه به کارگردانی محمد کارت که سال ۹۸ ساخته شد و جزو اولین فیلم های اکران شده بعد از کرونا بود. شنای پروانه هم از اون فیلم های پر حاشیه ی سینمای ایران بود. کلا که البته فیلم بی حاشیه نداریم تو ایران. تو این فیلم، بازی خوب امیر آقایی بیشتر از هر چیزی به چشم میخوره. طناز طباطبایی هم که پایه ثابت فیلم های این ژانره.

و اما شیطان، وجود ندارد

اما برسیم به آخرین فیلم و از نظر من بهترین و خفن ترین فیلم این ژانر. اکثر فیلم های ایرانی که بهش اشاره کردیم و نکردیم تقریبا از یه زاویه ی مشابه به قضیه ی اعدام نگاه کردن. تو اکثرشون یا موضوع قصاص بوده و تراژدی بخشش یا انتقام. یا اینکه ماجرای جنایی محکوم شدن یه نفر به اعدام. اما میخوام یه فیلم ایرانی درجه یک بهتون معرفی کنم که از زاویه ی کاملا متفاوت به اعدام نگاه میکنه. چیزی که مشابهش رو حتی توی شیش تا فیلم هالیوودی که معرفی کردیم هم نمی بینین. خدایی هر توضیح اضافه ای درباره اش بگم، فیلم اسپویل میشه. پس بهتون پیشنهاد میکنم فیلم «شیطان وجود ندارد» ساخته ی محمد رسول اف رو ببینین و لذت ببرین. البته لذت شاید نبرین ولی قطعا تا چند روز از فکر کردن بهش خلاص نمیشین.

محمد رسول اف هم از اون کارگردان های سینمای ایرانه که یه روز خوش به خودش ندیده. کلا یا تو حبس بوده یا تحت نظر و ممنوع خروج. ولی با این حال دست از ساختن فیلم های انتقادی سنگین نکشیده و این فیلمش هم یکی از بهترین اونهاست. فیلمی که سال ۲۰۲۰ جایزه ی خرس طلایی جشنواره ی فیلم برلین رو گرفت ولی تو ایران ممنوع شد.

عدالتِ آدم کُش

کلا جایه عجیبیه اینجا. اینهمه فیلم هم ساخته شده درباره ی اعدام ولی هیچ تاثیری نداشته. یا شایدم داشته. نمیدونم. ولی اگه داشته پس این همه اعدام چیه که هر روز اتفاق میوفته. آیا واقعا همشون گناه کارن؟ آیا واقعا عدالت اینه که همشون کشته بشن؟ این چه عدالتیه که میتونه انقدر راحت آدم بکشه؟

هر چی تو این اپیزود گفتیم از سناریوی ساختگی فیلم ها بود. که باز هم میشه گفت غیر قابل تحمله. اما سناریوی واقعی که هر روز داره اتفاق میوفته چی؟ شاید هزاران آدمی که توی بند اعدامی ها انتظار میکشن تا حکمشون اجرا بشه. شاید بچه هایی که منتظرن تا به سن قانونی برسن تا …

کی میتونه از درست یا غلط بودن این سناریوها حرف بزنه؟ سناریوهایی که فقط درد و رنج و خشونته. سناریوهایی که توی اون دیگه اثری از عدالت واقعی نیست. سناریویی که میشه اسمش رو گذاشت مرگِ عدالت.